الشيخ عباس القمي
253
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
ملا عبد الرحمن جامى صوفى سنى را « 1 » ، به اين جهت نزد خود اهل بلد خود - كه متصلّب « 2 » در تشيّع بودند - متهم به تسنن شد . چون به سبزوار مراجعت كرد ، اهالى آنجا در مقام امتحان او بودند ، تا آنكه در روزى كه مولاناى مذكور در جامع سبزوار ، به مراسم وعظ و تذكر اشتغال داشت ، پيرمردى از محبان سبزوار ، عصا در دست گرفته ، بر پاى منبر مولانا بايستاد ، مىخواست كه از وى سؤالى نمايد كه كاشف حال اعتقاد [ مظنون ] او باشد . اتفاقا در آن اثنا بر زبان مولانا جارى شد كه دوازده هزار مرتبه جبرئيل بر حضرت پيغمبر صلّى الله عليه و إله و سلّم نزول نمود . پير چون اين سخن شنيد فرصت يافته به مولانا گفت : بگو كه : جبرئيل چند مرتبه بر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نزول نمود ؟ مولانا چون بدگمانى اهل سبزوار را در حقّ خود فهميده بود مىدانست كه آن پير در مقام نكتهگيرى و امتحان است ، متحيّر ماند كه اگر گويد جبرئيل بر حضرت امير نازل شد به ظاهر دروغ گفته باشد ، و اگر گويد نازل نشده ، سبزواريان كه محبان و فداييان خاندانند ، نسبت تسنن بر او خواهند بست ، و آن پير صافى ضمير ، عصاى تعزير بر سر او خواهد شكست ! [ در ] آخر صفاى اعتقاد امداد او نمود در جواب گفت كه : جبرئيل بيست و چهار هزار مرتبه بر حضرت امير عليه السّلام نازل شده . ديگر باره آن پير گفت كه ، جهت خوشآمد من سخنى بر زبان مىآورى ، يا دليل بر اين مدعا دارى ؟ گفت : از روى دليل مىگويم و دليل آن است كه حضرت پيغمبر صلّى الله عليه و إله و سلّم فرمودهاند كه ، « أنا مدينة العلم و علىّ بابها » « 3 » . پس هرگاه جبرئيل دوازده هزار مرتبه به مدينهء علم درآمده باشد بايد كه بيست و چهار هزار مرتبه در رفتن و آمدن به آن حضرت - كه باب مدينه است - وارد شده باشد ! مردم از
--> ( 1 ) . بعضى از محقّقان معاصر ، اين سخن را نادرست دانسته ، و پسر او صفى على نويسندهء كتاب لطائف الطوائف را باجناق جامى دانسته است ( 2 ) . دلالت دارد بر كثرت تصلّب ايشان در تشيع . قضيه معروفه كه مولاى رومى در اين بيت اشاره به آن نموده : سبزوار است اين جهان كجمدار * ما چو بو بكريم در وى خوار و زار ( منه رحمه الله ) ( 3 ) . ارشاد مفيد ، ج 1 ، ص 33